loading...
حرم شاه - بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه
خادم الزهرا (س) بازدید : 233 دوشنبه 12 فروردین 1392 نظرات (0)

 

می آیی و چشمان تو دریای صبوری ست
لب های تو سرگرم عطش های صبوری ست

خورشید هم از شدت گرما بدنش سوخت
در کرب و بلای تو که صحرای صبوری ست

بر زینب دل خسته ی خود هم نظری کن
بر چشم نجیبش که معمای صبوری ست

وقتی سر نی هستی و جسم ات ته گودال
بر عاشق سرگشته کجا جای صبوری ست؟

(امشب چه دلی با دل تو یک دله دارم
امشب چه قَدَر بهر غمت حوصله دارم)

قد تو بلند است...الا! نخل مدینه
ای قامت رعنای تو با سرو قرینه

بنشین! نکند چشم زنندت! مه حیدر
اینها همه دارند ز بابای تو کینه

حیف است که تو بر سر نی کهف بخوانی
خواهر بزند از غم تو بر سر و سینه


ای کاش بمانی و به پایان نرسد ظهر
ای کاش نگرید ز فراق تو سکینه

(امشب چه دلی با دل تو یک دله دارم
هر چند که از کرب و بلا فاصله دارم)

حر آمده تا اینکه بگیرید از او دست
حر آمده ! انگار درونش خبری هست

شرمنده ترین عاشق تو اوست در این دشت
او بود که با لشکر خود راه تو را بست

اکنون به تو آورده پناه و شده آزاد
از جام تو نوشیده و امشب شده سرمست

حر آمده تا پیش قدمهات بمیرد
شوید ز همه هستی خود پیش رخ ات دست

(امشب همه آفاق به عشق تو اسیرند
آماده که در ماتم تو شور بگیرند)

عشق تو به آن سرو چه زیبا و غریب است
فرزند رشید تو چه آرام و نجیب است

آن اکبر لیلا که تو مجنونی از عشق اش
از شدت زیبایی خود ماه فریب است

:از اسب چو افتاد تو لرزیدی و گفتی
افتادنت ای ماه من از اسب مهیب است

در کودکی اکبر ز تو انگور طلب کرد
حالا همه ی دشت پر از روضه ی سیب است

(بگذار که از اکبر تو اذن بگیریم
آئیم همه پیش قدمهات بمیریم)

با اصغر خود ولوله ای در دو جهان کن
از زیر گلویش میِ توحید روان کن

هر قصه ی ناگفته که داری دم آخر
با بردن شش ماهه سر دست بیان کن

این واقعه ی سرخ شکوفا شدنش را
آشفته ترین حادثه ی کل جهان کن

حالا به ربابه تو بگو : آجرک الله
خود را سپس آماده ی بخشیدن جان کن

(ای کاش چو اصغر همه همرزم تو بودیم
از می زدگان ازل ِ بزم تو بودیم)

مغرب شده بر نیزه فراز تو چه زیباست
با حضرت حق راز و نیاز تو چه زیباست

زلف تو که خون می چکد از تار به تارش
در غربت این شام دراز تو چه زیباست

دل می بری از هر دو جهان بر سر نیزه
در عاشقی این شیوه ی ناز تو چه زیباست

این تلخ ترین شام جهان بگذرد و بعد
هنگام سحر...صبح ِ نماز تو چه زیباست

(ای ماه که بر نیزه نشستی نظری کن
رحمی به دل خسته و چشمان تری کن)


ارسال نظر برای این مطلب

کد امنیتی رفرش
درباره ما
بسم رب الشهدا . سلام. به سایت حرم شاه خوش آمدید. شهدا رفتند که ما بمانیم و راهشان را ادامه بدهیم. خون آنان دلیل بودن ماست. یا ایهالکافرون برای ما قتلگاهیست که به سوی آن با سر می دویم تا خدا را در خون خود آغشته ملاقات کنیم. رو به پایین گر رود بر ذوالفقارش خون ما زیر تیغش رو به بالا نام حیدر می رود
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 27172
  • کل نظرات : 3268
  • افراد آنلاین : 66
  • تعداد اعضا : 1855
  • آی پی امروز : 189
  • آی پی دیروز : 1112
  • بازدید امروز : 2,406
  • باردید دیروز : 13,893
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 92
  • بازدید هفته : 19,700
  • بازدید ماه : 27,027
  • بازدید سال : 401,827
  • بازدید کلی : 22,648,788